تبليغاتX
شهر راسک
شهر راسک

دست در دست هم دهیم شهرمان را کنیم آباد

سلام منی براسان و واجهین دوستان هنچوش که پیسری مطالبان توکا

آتکه که راسک یکی چه شهرستان سیستان و بلوچستانی .

شهرستان سرباز مرکز راسکن که یه شهرستان 11هزارو پانصد کیلومتر

مربع واقع در جنوب شرقی  بلوچستان قرار داری مرکز یه شهرستان

چه مرکز استانا 500کیلومتر فاصله هستن که در سال 1379چه

مرکز ایرانشهرا جدا بیته ویک شهرستان حسابا تصویب بیته

چه شهرستان تصویب بیگا رند یه ملک می په وت نیتکه مردمانی

ملک پیشرفت کننت ومی ملک روچ په روچ پشتا رواننت .کی دل په

ما سوچیت کی دلا یه آس روکنت منی برات و گوهرین مسؤلان یه

شما وظیفه انت که تا توانی وتی زحمت یک جا کنت و وتی ملکا آباد

کنت .

ملک په نندگو چارگا آباد نبیت همت و نیت شرین  باید ببیت پس بیایت

منی ملک براتان وگواهران یه گدارانی که منی تی ملک تو کا حکومت

کنگاینت همی شواری شهر و ریش سفیدان روباه صفت وترا شر

زاننت که من کیا گوشون اشان چه جامع کاریا حذف کننت .

         ای مکاران گوش کنت منی گفا یه روچ کیت

که منی راسک جوان پاد کیت و شمارا چه صفحه روزگارا محو کنت

اشی شر بزانت هو کسانی که ملک بربادیا دوست داره می ملک شما

را بد دعا کنگاینت .

یازده سالنت که می ملک پیشرفت نکنت اشی په شرین شورایانی

واستا ننگیت ولی می شورایانی واستا اشی افتخاری جناب شورا

تو چی کنگایه تو واب گپتگی منی خیالا تو زانی شهردار  چی

کنگاینت  تو زانی تی ملک جوان برباد بیگاینت تو زانی تی نسل

آینده جوان معتاد بیگاینت اصلآ  شهردار جان تو بگوش تو بیا منی

جوابا بدی  تو چی کنگایه می ملک توکا تو شما شهرداران یازده سالن

چی کوته یه بودجه کجاهن یه ملک پرچی آباد نی هو شهردار هو

شورای شهر پاداهت چه وابا منی ترس اشنت که اسرافیل صورا

بدمیت شما انگت پاد میایت و منی شهر آباد مبیت من وتی شهر چه

وتی جانا دوست ترن  چون منی دیم تر آیایوکانی واستا شرترن منی

هدف چه لکگا اشن که من بلکون وتی گفان شما هم هشکونت

بیایت یه دردا په جان دل قبول کنت  وتی شهرا آباد کنت

البته نوکین شهردار چه پیشن آتکی امید می همشن که پیسیرگین

شهرداران دابا مبیت و با جان ودل وتی کارا بکنت و می شهرا آباد

بکنت که چه روچ قیامتا می دعا انشاالله اشی پشتا ببنت

وسلام علیکم و رحمته الله و برکاته


نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 21:43 توسط دانشجو| |

نقشه این خرابه بر خاک شد

 

شد یک خرابه بهر    شهری               بیامد در خرابه شواری   شهری

تاکند     آباد     ویرانه     را              آمدمعرفی نمود  شهردار   را

شروع شد کار بهر آینده ای                کشیدند برخیابان امام جاده ای

از قضا شهر دار اخراج شد                نقشه  این خرابه بر خاک شد

بیامد شهر داری از جنس شورا            با هم بسازند آیندهای دور را

شدند باهم رفیق و دوست                  موند برای شهردار آخرش پوست

از قضا شهردار معتاد شد                  نقشه این خرابه بر خاک شد

چاره بر این شد که کند کوچ               بیا مد شهرداری اسمش بلوچ

کرد فیشرفت درحدود درصدی            داشتند این لیدرها(1) مقصدی

نداشت شهردارهیچ چاره ای               تا شوند باهم بگیرند بودجه ای

گرفتند و خوردند ز بیت المال             گذشت از شهر شدن هشت سال

از قضا شهردار بیزار شد                 نقشه این  خرابه  بر خاک شد

زپیشین آوردند شهردار را                 به خاک کشید نقشه راسک را

تا بسازد آینده این شهر را                  اگر لیدر ها بزارند شهردار را

بشنوید ای لیدران شهر ما                  امید است قطع کنم دست شما

(1)منظور از لیدران همون شورای شهر یا بعضی از ریش سفیدان مضر جامعه

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:51 توسط دانشجو| |

 

راسک خوب شد به وبلاگ شهر راسک یه سر زدید

در یک هوای بارانی قشنگ نشستم براتون این  مطلب رو مینویسم حیف شد که امروز نتونستم آوراز دل نشین قورباغه در لجنزار کنار خیابان بشنوم .راسک دیدن داره هنوز ما هفت قرن عقب افتادیم چطوری میتونیم این رو جبران کنیم به قول معروف آپدیت شیم 

حدود ۱۰سال از شهر شدن راسک میگذره  اثری ازپیشرفت این شهر دیده نشده است هنوز هم مثل شونچوکان یا همون علی آباد کتول مونده است

شهردارها آخه شما ها چیکار میکنید بزار کارکرد شهردارها را بگم

شهردار اول شروع به کار شد که همون اول کار مورد تهاجم قشر لیدر جامع قرار گرفت و خودش استعفاه داد

شهردار دوم روی کار اومد شروع به بازسازی شهر راسک نمود که توسط شورا مثل یه آهن ربا جذب شد نتیجه کار اینجا شد آزمایش اعتیاد شهردار مثبت از آب در اومد و استعفاه داد .

رسیدم به شهردار سوم این شهردار هم شروع به کار ساخت شهر راسک کرد جاده وسط شهر را سه طرفه نمود ۹٪شهر پیشرفت کرد .که شهردار راسک را وداع گفت .

رسیدیم به آخرین شهردار کل شهر را تو سر مردم بیچاره خراب کرد و تصمیم گرفت یک راسک جدید با ایده های خود بسازد .یعنی چی؟یعنی اینکه کل هزینه هایی که سه شهردار قبلی خرج این شهر نموده بودند کاری بیهوده بوده واسه بازی دادن مردم .رشد شهر دوباره به ۰٪ صفر درصد رسید .ای با با ما موندیم و یک شهر خرابه

بزار از شورای شهر بگم که همه امتیاز های شهر را صاحب شده (یک شعر برات دارم آخر مطلب).

یه چیز خیلی مهمتر دونفر از  کارمندان آموزش پرورش راسک در یک حادثه وحشتناک در آتش سوختند طوری که جسدهاشون کاملا از بین رفت .اینها قشر فرهنگی جامع بودند .اینها کسانی بودند که جان مال وقت خود را صرف بچه های من و تو میکردند با کمال تآسف چرا؟

جناب شهردار چرا ؟تو بگو شورای شهر چرا؟

فاصله آتش نشانی تا محل ثانحه ۲کیلومتر بود چرا مأموران آتشن نشانی برای نجات نیومدند بعد از ۲ساعت یه تراکتور اومده برا خاموش کردن آتش اگه برادرشما ها بود چیکار میکردید  وای بر ماست که برماست .

کاش میتونستید ۲تا ماشین آتش نشانی تانکر هاشونو پر از آب میکردید .

این درد است برای کسی که درک کند.

 

باکمال میل تقدیم به شورای شهر


گربه شورا راه یابد پای من
هرچه ویرانی است عمران می کنم

می روم هر شب به میدان های شهر
هر چه ساعت بود میزان می کنم

مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت میز و پشت فرمان می کنم

کوچه های تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان می کنم

چاله های شهر را چاه عمیق
هرچه دالان را خیابان می کنم

هرکه شورا شد فقط این کرد و رفت
من اگر شورا شوم آن می کنم

مردها را اهل تجدید فراش
لطف ها در حق نسوان می کنم

تا کش آید پوز اعضای اوپک
نفت را فالفور ارزان می کنم

مرده ها را می کنم ساماندهی
شهرتان را باغ رضوان می کنم

شاعران شهر را در خانه ام
هفته ای یک بار مهمان می کنم

کارگردان های با احساس را
می برم مهمان مامان می کنم

تا که پررو نق شود گردشگری
اصفهان را ارمنستان می کنم

شهردار از شهرضا می آورم
الغرض این می کنم آن می کنم

می شوم هر شب سوار بلدوزر
هر چه ناصافی است ویران می کنم

شهر تا راحت شود از چشم هیز
دیدنی ها را فراوان می کنم

می نویسم طنز بر دیوار و در
شهرتان را من نمکدان می کنم

تا که کار خلق فورا حل شود
کارمندان را دو چندان می کنم

هی تراکم می فروش را به را
یاری انبوه سازان می کنم

شهرداری را همه رایانه ای
کارها را سهل و اسان می کنم

گر رقیبانم به من فرصت دهند
چاره ی کمبود سیمان می کنم

می کنم هی کارهای خوب خوب
دشمنانم را پشیمان می کنم

هفته ای یک شب کلیسا می روم
ارمنی ها را مسلمان می کنم

می فروشم کل اسراییل را
پول آن را خرج لبنان می کنم

یک سخنرانی به نفع مسلمین
در بلندی های جولان می کنم

مثل اقشار ضعیف اجتماع
نوش جان سویای سبحان می کنم

هم صدایی هم دلی هم زیستی
با سرای سا لمندان می کنم ...

باباجون خسته شدم ..قافیه ها ته کشید ....به من رای بدین دیگه ...

دم همتون گرم....!

انجمن طنز »»»»»»»

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 11:6 توسط دانشجو| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین